+
ماه گرفتگی در ششم آذر 1388به وقت 3:30 با پلک سهیل نصرتی
|
داستانم
اوشو : آنگاه که به استقبال خطر نادیدنی بروی ،ذهن، این کار تو را دیوانگی خواهد خواند، اما این دیوانگی عین خردمندی ست.با ارزش ترین پدیده .به واسطه ی همین دیوانگان ِ انگشت شمار بوده که ، بشر، ارتباطش را با خدا قطع نکرده "بودا ،عیسی ،محمد " تعداد این دیوانگان زیاد نیست.
...............
شهرم را از آنطرف که ببینی
برادریش ثابت می شود
...............
به جان عزيزت
همهي داستان اين بود
گرگها آمدند و گفتند ما از طرف چوپانيم
و چوپان آمد و گفت: گرگها از طرف من نيستند
به جان همين گوسفندان
كه از ترس با گرگان و چوپان به دره پرت شدند
تمام داستان اين بود
به جان عزيزت
نفهميدي گوسفندان از چه ترسيدند
به جان گله اصلاً نفهميدي
گرگ به زبان چوپان سخن گفت و
چوپان به زبان گرگ
"احمد زاهدی لنگرودی"